۱۳۹۶ شهریور ۲۷, دوشنبه

حسین پرستی بهتر از گاو پرستی هست!




یونس حیدری
تا دیروز می گفتند "تقیه" اما امروز تقیه را کنار گذاشته اند و تمام آرامش شهر را برهم می زنند که ما مناسک مذهبی خود را انجام می دهیم!
1-      من با هیچ عقیده ای سر ناسازگاری ندارم، حق می دهم به آنانی که حسین را می پرستند، حق می دهم به آنانی که صبح تا شب گناه می کنند و برای روز مبادای خودشان شفیعی بتراشند و به امید اینکه با شفاعت او بتوانند از دروازه دوزخ عبور کنند و در محراب بهشت شرفیاب شوند!
در دنیایی که هنوز بت پرستی رایج هست، در دنیایی که گاو را می پرستند، باید حق داد به جماعتی که حسین را هم بپرستند، هرچی نباشد حسین نواسه خدا ببخشید نواسه محمد بالاتر از گاو هست!
2-      اینجا افغانستان هست، در این کشور چیزی در حدود 18 فیصد شیعه وجود دارد، یعنی بالاتر از هشتاد درصد پیروان مذاهب و ادیان دیگر هستند، در نظر بگیرید اگر تمامی مذاهب ماهی را این چنین مراسمهایی داشته باشند، و به بهانه عزاداری رقص خیابانی راه بیندازند، در سال جند ماه مردم آسایش خواهند داشت؟
در محرم این اقلیتی که تا دیروز تقیه را واجب می دانستند اما امروز می خواهند سلب آسایش از هشتاد درصد ساکنان این سرزمین نمایند! مزاحمت و اوباش گری با کفن مذهبی با کدام منطق سر سازگاری دارد؟
3-      عقیده دارم طبق قوانین حقوق بشری همه نوع مراسم و مناسک مذهبی باید ازاد باشد، اما در چهار چوب قوانین داخلی کشور! ما در کشوری و در جغرافیایی بنام افغانستان زیست می کنیم، همان جغرافیایی که در تعریف دینی آن محمد می گوید، حب الوطن من الایمان" . دوست داشتن وطن جزء ایمان مسلمانان است. اما نباید کاری کنیم که قوانین نافذه کشور زیر سوال برود.
4-      در ایام محرم جماعتی به نام روحانی از کشور همسایه مان ایران در مساجد شیعی تزریق می شوند، این روحانیان بعضی هایشان انقدر گوساله تشریف دارند که نمی دانند اینجا افغانستان است و وطن آبایی شان! در منابر افغانستان پاس نان ایرانیان می نمایند، و بر خلاف منافع ملی افغانستان ورد سخن می کنند. نمونه های بسیار وجود دارد. اگر روزی قوانین نافذه هر کشوری در حق اینها اعمال شود، آنها به جرم خیانت ملی و نقض منافع ملی کشور محکوم به اعدام می باشند.
5-      جای تاسف است که هنوز مساجد ما از طریق رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مدیریت می شود، و سگهای شان به جای اینکه نوحه های که توسط خود شیعیان افغانی خوانده می شود، در مساجد پخش و نشر کنند، صدای شرابی های ایرانی را نشر می کنند. همه می دانند که نوحه خوانهای بزرگ ایران هم آغشته به مواد مخدر هستند و هم قبل از هر مراسم با شراب خودشان را مست می کنند. اما در افغانستان شیعیان این صدا ها را از مساجد نشر می کنند. ایا این نوع حرکتها خلاف منافع ملی افغانستان نیست؟
6-      می خواهم کمی حافظه تاریخی شما را به عقب برگردانم. دیروز به یاد دارید که همین جمهوری اسلامی ایران هشت حزب شیعی ساخت؟ همه شان در پادگانهای سپاه پاسداران ایران اموزش می دیدند، از همانجا تجهیز می شدند، و از همانجان تمویل می شدند، به افغانستان فرستاده می شدند ولی برای هر کدام شان یک شعار داده می شد. یکی باید یا حسین می گفت و دیگری باید یا زهرا و ان دیگری یا مهدی و الله اکبر و... وظیفه همه شان هم کشتن یک دیگرشان بود. مگر کم نیروهای خوب میان جنگهای خونین نصر و حرکت – سپاه و شورا- نهضت و پاسدار و... کشته شدند؟ نباید مردم این سوال را می کردند که چرا خمینی اینها را برای شیعه کشی تربیت می کنند؟
7-      من نگرانم:
من دلنگران جوانانی هستم که با عشق به حسین در تکیه خوانه ها می روند و به یاد حسین بر سر و سینه می زنند ولی همه ترسم آن است که ملای مسجد همانند دوران نصر و سپاه و پاسدار زمینه ساز قتل عام عمومی شان امسال نباشند؟ من باور دارم که در میرزا اولنگ و در مسجد صاحب الزمان ایرانیان نقش داشتند و من از عاشورای خونین می هراسم.
تا کی باید جوانان ما اسیر جهالت شوند.
افغانستان راباید نماد آزادی عقیده و بیان ساخت و تمام دشمنانش را ناکام.
امید وارم جوانان ما امسال بتوانند دستهای اجنبی را از مساجد شان قطع نمایند و شیعه افغانستانی را به دور از مزدوری ایران تثبیت کنند.



هیچ نظری موجود نیست: