۱۴۰۲ اسفند ۲, چهارشنبه

بگیر بگیر

بگیر بگیر! در قم قدیم یک مدرسه حجتیه بود که سالهای پسین نامش جامعت المصطفی‌ شد! در آنجا از همه بلاد آدمهای عتیقه جمع کرده بودند تا آخوند بسازند! از آن جمله چند جاپانی‌ هم داشتند! یک روز یکی از این جاپانی‌ ها که بیشتر شبیه هزاره های دیزنگی میماند، در خیابانهای قم شاید مشغول دختر بازی بوده که پولیس میبیند! اوه! افغونی اشغال مزاهم دختر ما میشه! با ضربات باتوم او را به پاسگاه پولیس میبرند و دسته جمعی بر او می‌ریزند و اشغال افغانی گفته می کوبند! در این میان آن بد بخت هرچی داد میزند من افغانی نیستم به گوش کسی نمی‌رود! چون معیار بینی پوچوقش بود و بس! بعد از آرام شدن اوضاع برایش تشکیل پرونده میدهند! بازهم پرونده افغانی! متهم با تلاش فراوان موفق میشود از ریس پاسگاه اجازه یک تلفن میگیرد تا به مدرسه حجتیه زنگ بزند تا اسنادش را بیاورد و هویت خود را تثبیت نماید! پس از رسیدن اسناد خورد و کلان آن پاسگاه به پیش پای پوچوق بینی جاپانی‌ به سجده می افتند و با ذکر گوه خوردم مرا ببخش! غرض از بیان این داستان طرح یک سوال هست! به نظر شما چه تفاوتی میان پوچوق بینی جاپانی‌ و پوچوق بینی دایزنگی هست؟ چرا یکی مستوجب تحقیر و توهین و لت و کوب و دیگری شایسته سجده کردن و کرنش؟ به نظر من علم عامل این تفاوت هست! اگر هزاره ها به جای میلیونها کربلایی و زوار! صدهزار دانشمند در حوزه های علمی کاربردی جهان از انرژی هسته ای گرفته تا سازندگان هوش مصنوعی می داشتند آیا بازهم با چنین روزگاری مواجه بودند؟ با این مقدمه، میخواهم در پاسخ دوستانی که تلاش دارند، فیلتر تصفیه غیر هزاره ها را از کادر تولیدی دانشنامه ایجاد کنند بگویم: هیچ گاه حذف راه ساز نیست، باید سیستم ساخته شود، باید قانونمندی ایجاد شود، باید کاری کرد که دیگران سجده گر هزاره شوند نه شلاق زن هزاره! . این نام ممکن است تا زمانیکه هزاره ها همه به مرحله ای از رشد برسند که دیگران در برابرشان تعظیم کنند و محتاج شأن باشند. واضح بگویم امروز اگر حذف سید بورس هست، فردا حذف دیزنگی هست، دیگر روز حذف بهبودی هست، پسین روز حذف شمالی هست، بعد نوبت حذف مالستانی و بعد.... در نهایت به فاجعه هیچی و پوچی رسیدن هست. من اولن‌ سادات را قوم نمیدانم، اما استعمار برای مصروف سازی تذکره قومی برایشان صادر کرد تا هر لقمه راحت الحقوم تر شوند! ثانیا اگر هزاره از سید هراس داشته باشد از دیگری هراس داشته باشد، این نشان ضعف اوست، پس باید به جای حذف این و آن به فکر بر طرفی ضعف خود باشیم. پیشنهاد من! نیروهای مجرب که این روزها سر و صدایشان گوش فلک را کر کرده است اعلام کار صادقانه و سهم گیری کنند. دوم راهکار جلوگیری از اشتباه ساخته شود! یک راه این هست که قبل از چاپ نهایی هر مدخل که آماده میشود در سایتی مشخص و فضای مجازی نشر شود و مورد نقادی قرار گیرد که پس از بررسی عمومی و شناسایی ضعفهایش و بر طرف کردن آن به مرحله چاپ نهایی برود. بازهم امیدوارم دوستان که تا اینجا زحمت کشیدن دلسرد نشده و با اصلاح ضعفها پیش بروند.

هیچ نظری موجود نیست: