شنیدم قبل از اینکه اقای جلالتمآب استاد خلیلی دبیر کل حزب جیب! ببخشید وحدت یک نفره! عنوان معاونیت ارشد رتبه ششم شورای عالی صلح را قبول نماید، از باب مزاح کارگران ارشد و نا ارشد در بار را طلبیده بوده و با آنها از باب مزاقهای سیاسی! مشوره نموده است.
در این جلسه همه کارگران حمایت خویش را از گرفتن این پست ابراز داشته و تنها اقای موسا عارفی این کارگر ارشد که تبدیل به نا ارشد شده است، مخالفت خویش را با استدلال های کلفت! اعلام کرده است.
اما این استدلالها راه به سوراخی نبرده است!
این استدلالها مرا یاد خاطره ای انداخت!
سالها پیش !! همان دوران که حاجی محمد محقق کاندید ریاست جمهوری بود! استاد خلیلی هم کاندید معاونت آخر آقای کرزی!
در آن سالها آقای محقق و حواریون همه رقم حمله رحمانی! و جسمانی به حضرت استاد خلیلی داشتند! این حملات سر انجام استاد خلیلی آرام و محافظه کار را به تحرک وا داشت و اعصابش را خراب کرد، یک مصاحبه جانانه بر علیه اقای محقق انجام داد! این مصاحبه ثبت شد، ادیت شد، بعد کارگران را خبر کرد که می خواهد این مصاحبه را نشر کند، همه کارگران گفتند بسی عالی است استاد!
چند سیدی ای هم تکثیر شد اما قبل از اینکه به بیرون رود همین کارگر ارشد اقای موسا عارفی پیدا شد و آنقدر استدلال کرد تا اینکه اقای خلیلی منصرف شد از نشر و پخش مصاحبه اش در قالب سیدی در تمام کشور!
به هر حال کاش آنروز این موسا پیدا نمیشد تا با آن عصای نا مرئی اش مانع از نشر نمی گشت تا همه کرده های پنهان شیخ محقق از زبان شیخ خلیلی بر ملا می شد!
اگر آن سیدی آنروزگار نشر می شد، یقین که شیخ محقق هم به این مرحله ملاق زنی نمی رسید، تا کشف کند همه هزاره ها بی بوریا مانده اند! و یقینن در مقابل شیخ خلیلی هم آرام نمی نشست که اینگونه از خدا بخواهد و نماز جعفر طیار بخواند تا مرگش را در چوکی معاونت ارشد جتا اگر شده است در ردیف ششم بدهد!
به هر حال امید وارم آن سیدی روزی نشر شود، مصاحبه جالبی بود
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر