۱۳۹۵ فروردین ۲, دوشنبه

قانون مترقی، جامعه نا مترقی



آشوکا
خبر بسیار زیاد تکان دهنده بود، از ان جهت این خبر تکان دهنده بود، که ما در یک جامعه ای زندگی می کنیم که دارای قوانین می باشد، این قوانین از مجاری دموکراتیک به تصویب مردم رسیده است، با وجود داشتن قوانین مشخص شنیده شد که در روزهای نوروز  چند ملا در ولسوالی جاغوری بر علیه دایر نمودن محفل موسیقی به مناسبت جشن نوروز فتوا صادر کرده است، نفس صدور فتوا شاید زیاد مناقشه انگیز نباشد، اما در تداوم صدور فتوا اقدام به استخدام گروپ ضربت برای برهم زدن جلسه  می کنند،  تا از  تدویر ان جلسه پیش گیری کنند، دایر کردن گروپی برای مقابله با چنین محفلی است که مایه نگرانی های شدید در میان جوانان و اقشار مختلف جامعه می گردد.
این حرکت در حالی صورت می گیرد که چند ماه پیش در کابل یک ملای بی مسئولیت دیگر برای نام کشیدن و شهره شهر شدن اقدام به صدور فتوای ارتداد برای نویسنده کتاب گمنامی نمود، اما به ادعای نویسنده آن ملا هم با تعدادی اجیر شده بی سواد، که از سوی این ملا استخدام شده بودند، مواجه شده و شیشه موترش را شکستانده بود و...
××
اصولن توصل به حربه فتوا بیانگر فقدان استدلال و مقابله علمی و عقل پسند با پدیده ها می باشد، زیرا در زمانیکه ادله کافی برای رد هر مدعایی وجود داشته باشد، نیازی به تحریک احساسات و صدور فتوا نمی باشد، فقدان استدلال منطقی و وحشت از فرو ریختن کاخ تخیلی عظمت خویشتن باعث می شود که ذهن جامعه را با صدور فتوا از پویایی باز دارند، در این نوشتار به دنبال ثبوت حقانیت مراسم موسیقی و یا دفاع از نوشته ای همچون رمان گمنامی نیستم، اما به دنبال طرح دیالوگ منطقی میان اصحاب اندیشه و کسانیکه خویشتن را مدافع حفظ اخلاقیات اجتماعی می دانند می باشم.
ما امروز بر خلاف گذشته ها دارای قانون اساسی مدون هستیم، در این قانون اساسی برای هر انسانی آزادی در همه عرصه ها با رعایت حقوق دیگران از تعرض وجود دارد، و در بخشی از این آزادی، آزادی بیان و اندیشه به عنوان یکی از بزرگترین دست آوردهای نظام کنونی مطرح می باشدد، آزادي هنر، قلم، بیان و... از ارکان دین و  دموکراسي و از متعلقات آزادي ذهن و انديشه است، بنابراين بايد زمينه گسترش آن در جامعه فراهم گردد.
نشر یک کتاب در عرصه فرهنگ باید قبل از آنکه منجر به صدور فتوا گردد، منجر به ایجاد فضایی گردد که محتوای آن با استد لال های منطقی، علمی، هنری، ارزشی، و در نهایت دینی نقد و بررسی گردد، و به مخاطبان ابلاغ شود که این کتاب دارای این نواقص و دارای فلان  عیوب  می باشد، اما با صدور فتوا و بدون بیان ادله در حقیقت به شعور تشخیص اجتماع توهین صورت می گیرد، توهین به شعور انسان ها، به معنای سوء استفاده از آزادی و شکستاندن حریم ازادی دیگران محسوب می شود و به صراحت باید گفت که چنین توهین گری  نیازمند مجازات می باشد!
امروزه انديشيدن و بيان آن؛ چه در قالب شعر، موسیقی، سینما، کتاب، قصه، و... از جمله حقوق و آزادي هاي فردي است. انتقال آن در فضاي اجتماعي و در دسترس گذاشتن براي آگاهي ديگران، يکي از ضرورت هاي فرآيند توسعه پايدار و تامين کننده سلامت زندگي اجتماعي است، کسانیکه با این فرایند در تقابل قرار می گیرند، در حقیقت موانع رشد، ترقی، تکامل و پویایی جامعه می باشد، آنها کسانی هستند که خود قادر به رشد نیستند، چون خود قادر به رشد نیستند،‌تحمل رشد جامعه را هم ندارند! آنهایی که متوصل به صدور فتوا می شوند، خود خوب می دانند، که این کارشان از لحاظ قانونی و دینی ایراد دارد، چون نشر اندیشه هم از دیدگاه قانون و از دیدگاه دین هیچ مانعی ندارد، زیرا ما در کتاب آسمانی خود می خوانیم که «فَبَشِرْ عِبَادِ[١٧] الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ »[٣٩:١٨] ((ای پیغمبر) مژده بده به بنده‌گانم؛ (به آن) کسانی که به همۀ سخنان گوش فرا می‌دهند و از نیکوترین و زیباترین آنها پیروی می‌کنند. آنان کسانی‌اند که خدا هدایت شان بخشیده است، و ایشان واقعاً خردمندند.)
ما در وضعیتی قرار داریم که باید برای  پرورش انديشه هاي هنری، فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي تلاش فراوان انجام دهیم، دایر کردن محفل موسیقی یک نیاز در عرصه هنر امروز است، افغانستان برای حل مشکلات خودش باید در همه ابعاد توسعه پیدا نماید، توسعه هنری، رشد در عرصه موسیقی  و سینما و تیاتر یک ضرورت فرهنگی است، کسانیکه در مقابل این تفکر رشد گرایانه در اجتماع سخنی دارند، باید ادله خودشان را بیان نمایند، و به شعور اجتماع ارزش قایل شوند، و زمان جامعه تک صدایی سپری شده است، مردم خود قدرت تشیخص دارند، باید به قدرت تشخیص و انتخاب آنها احترام قایل شد، هر کس هر آنچه که در ذهن و مخیله خویش دارد، باید به جامعه عرضه نماید، و این جامعه است که تشخیص می دهد چه چیز برای شان مفید و چه چیز برایشان مضر می باشد.
××
ما در سطح منطقه دارای قانون اساسی ای می باشیم، که علیرغم تناقض های خفیفی که در ان به چشم می خورد و نیازمند باز بینی  می باشد،‌اما همچنان یک قانون اساسی مترقی در سطح منطقه  و کشورهای همسایه می باشد، این قانون اساسی به نحوی تمثیل کننده دموکراسی می باشد، و دموکراسي شيوه تفکر خاص و منظومه فکري مشخص است و تعقل را از ذلت قبول جبر، آزاد مي سازد، و فتوا گرایان همچنان به دنبال جبر گرایی و مطلق اندیشی و جزم نگری به همه پدیده ها می باشند، که مانع اصلی توسعه و تحول در جامعه هستند.
آنها می خواهند که جامعه همچنان نا مترقی و عقب مانده باقی بمانند، اما مردم نیازمند تحول و توسعه هستند، و براي رسیدن به  ترقي جامعه بايد   به  تفکر اعتراض و نقد گرایی دست پیدا کند، تا زمانیکه روح پرسشگری در سطح جامعه زنده نشود، پایه های استدلال و برهان در تعاملات علمی، فرهنگی، هنری، سیاسی، اجتماعی و... استحکام نیابد، نباید انتظار جدی برای توسعه و شکوفایی داشت.

هیچ نظری موجود نیست: