آشوکا
در هفته گذشته متاسفانه قانون منع خشونت علیه زنان که برای تصویب در
صحن علنی مجلس نمایندگان آمده بود، با
مخالفت تعدادی از وکلا از دستور کار خارج شد و جهت تعدیلاتی به کمسیونها
ارسال گردید. این قانون بر اساس فرمان تقنینی رییسجمهور کرزی
از چند سال به این سو نافذ می باشد.
برخورد وکلا در برابر این قانون و در نهایت عدم تصویب
ان یک بار دیگر افکار عامه را تکان داد، زیرا تصور می شد که مردم کسانی را به حیث
نمایندگان خویش به پارلمان روان کرده اند که حد اقل به ارزشهای والای انسانی آگاهی
دارد، و قانون منع خشونت علیه زنان دقیقا آزمونی به شمار می رفت برای این جماعت که
تا چه حد به اصول انسانی ارزش قایل می باشند.
نگارنده در این یاد داشت عدم تصویب قانون منع
خشونت را از منظر توسعه و تاثیرمنفی آن بر روند رشد و نوسازی اجتماعی مورد بررسی
قرار خواهد داد.
مدعیان و صاحبان خرد و اندیشه در هر کجا وقتی
دست به قلم می برند، زبان به سخن می گشایند، ادعا می کنند که حاکمان ما، دست اندر
کاران امور مملکتی و... در همه این سالها که حمایت جامعه جهانی را در پشت سر خویش
چون کوهی داشته اند، به اندازه کاهی بر این ملک توجه نکرده و خدمت ارائه ننموده
اند. بسیاری از این وکلا در وقت انتقاد زبانی دارند همچون شمشیر که بر خورد و کلان
رحم نمی نمایند، اما وقتی نوبت به خودشان می رسد، با صدها دلیل واهی حتا به
ارزشهای انسانی هم رحم ندارند، حتا قانونی را که بر اساس فرمان تقنینی رئیس جمهور از سالها به اینسو عمل می شود، و با
همه کاستی هایی که هنوز در آن به چشم می خورد، وقتی برای طی مراحل قانونی خویش به
این منتقدین می رسد، نه تنها آن کاستی ها را مرفوع نمی دارند، بلکه اساس ان را
مورد پرسش قرار داده و خواهان تعدیلات جدی می شود.
منتقدین همیشه می گویند که چرا و چرا افغانستان
رشد نمی کند، چرا صنعت، هنر، تجارت، علم، و در یک کلام افغانستان به سوی توسعه راه
نمی پیماید، و... اینجا باید این سوال را طرح کرد که ایا توسعه در عرصه های مختلف
سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، هنری و... بدون توسعه انسانی در هر جامعه ای ممکن و میسر
می باشد؟ آیا توسعه و نو سازی و... بدون ایجاد ظرفهای توسعه امکان دارد؟ همه صاحب
نظران بر این باورند که تا زمانیکه در هر جامعه ای توسعه انسانی ایجاد نگردد،
توسعه صنعتی، اقتصادی و... امکان پذیر نخواهد بود، و سوال بعدی از وکلای محترمی که
لطف کردند و رای مخالف به تصویب قانون منع خشونت علیه زنان دادند این است، که ایا
زنها در جامعه انسان هستند یا نیستند؟ اگر می پذیرند که زنها در جامعه انسان
هستند، ایا این را هم قبول دارند که نیمی از پیکر جامعه را باز زنها تشکیل می
دهند؟ و ایا این را قبول دارند که فرزندان خودشان در دامان مادران شان رشد و نمو
می یابند؟ و ایا یک مادر آگاه و عالم بهتر می تواند یک انسان خوب تربیت کند و یا
یک مادری که روح و روانش بر اثر شکنجه و خشونت مردان خانواده آسیب دیده است، می
تواند فرزند و یا فرزندان سالم تحویل جامعه بدهند؟ می بینیم که قانون منع خشونت در
واقع بستر سازی مهم برای رسیدن به توسعه می باشد، آنهایی که تلاش کردند مانع تصویب
این قانون بگردند، در حقیقت مانع جدی برای رشد و توسعه و نوسازی افغانستان به شمار
می روند، زیرا آنها مانع رشد نیمی از انسانهای این سرزمین شده اند، آنها مانع شده
اند که فرزندان این اب و خاک از مادران صحت مند روحی و جسمی برخوردار باشند، آنها
در برابر فرزندان این آب و خاک خیانت کردند.
تعدادی از وکلا ادله ای تراشیدند مبنی بر اینکه
این قانون با احکام فقهی منافات دارد، سوال این است که ایا
اصولا دین برای اسارت انسان آمده است و یا برای نجات انسان از اسارتها!! در حالیکه
همه دین شناسان عقیده بر این دارند که دین برای نجات انسانها از جهالت های حاکم و
تصورات خرافی آدمیان در عصر های مختلف از جانب خداوند گار سبحان توسط پیامبران نور
و آگاهی نازل شده است، تا انسانها را به سوی ارزشهای والای الهی و انسانی رهنمون
نمایند، و خداوند همیشه در قران توصیه فرموده است که ما کرامت بخشیدیم بنی آدم را
اما هیچ گاهی نگفته است که ما کرامت بخشیدیم مردان را!! بنی ادم شامل همه مردان و
زنان می شوند، وقتی زنان و مردان در پیشگاه خداوند یکسان می باشد، چرا باید زنان
مورد ازار و اذیت جسمی و روحی مردان قرار گیرد؟ وقتی خداوند می فرماید که که کرامی
ترین شما نزد من پرهیز کار ترین شماست، نمی گوید که کرامی ترین مردان نزد من پرهیز
کار ترین مردان است، آنجا بازهم عام است، و هیچ گاه مورد خاصی را توجه ندارد، و
کسانی که استناد به احکام فقه می نمایند، باید به این پرسش پاسخ دهند، که آیا همه
آنچه که در فقه به عنوان احکام آمده است، امروز قابل اجراست؟ و ایا همه آنچه که در
زندگی امروز بشر پدیدار شده است در فقه دیروزی که در اختیار این فقها می باشد،
وجود دارد؟ ایا احکام موتر سواری هم در فقه دیروز موجود است؟ ایا احکام استفاده از
موبایل و انترنت هم در فقه موجود است؟ و...
یک بار دیگر عدم تصویب قانون منع خشونت علیه
زنان ، به زنان جامعه افغانی این هشدار را می دهد، که تا زمانیکه خود بر بالهای
قرائت انسانی از دین سوار نشوند، و تا زمانیکه فقیه زنانه یا انسانی از احکام
ایجاد ننمایند، و تا زمانیکه همیشه مفتیان مرد باشند، از دین و احکام الله قرائت و
طلقی مردانه خواهند داشت، و این طلقی تعدیل نمی گردد، مگر زمانیکه خود زنان در
عرصه فقه سازی و قرائت حد اقل انسانی از دین وارد میدان شوند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر