مدتی بود که این خورشید خانم شهر کابل! چهره خود را در پشت برقع ابری پنهان
کرده بود! هوا دلگیر و افسرده شده بود! این دلگیری با اشکهای آسمان در سوک
صداقت و یک رنگی در این شهر چند برابر می شد!
اما امروز شجاعت به خرج داده و در آخرین روزهای سال 94 چهره گشوده و با دستان آفتادبی خویش همه زمینیان کابل را نوازش می دهد!
بوسه از همه می گیرد!
سبزه های تپه های شهرک زیبا و زیبا تر شده است!
سنگهای تپه ها در زیر باران چند روزه! چندین بار غسل بی جماع کرده است، و تطهیر تطهیر شده است تا بگوید نوروزتان مبارکباد!
اما امروز شجاعت به خرج داده و در آخرین روزهای سال 94 چهره گشوده و با دستان آفتادبی خویش همه زمینیان کابل را نوازش می دهد!
بوسه از همه می گیرد!
سبزه های تپه های شهرک زیبا و زیبا تر شده است!
سنگهای تپه ها در زیر باران چند روزه! چندین بار غسل بی جماع کرده است، و تطهیر تطهیر شده است تا بگوید نوروزتان مبارکباد!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر